مقالات

آخرین مقالات ها

مردان تجارت و تئوریسین‌های کسب و کار همواره تمایل دارند تا مابین مدیریت و رهبری تمایز قائل شوند. آن‌ها به ما می‌گویند که مدیران امور را به بهترین شکل و رهبران به صورت قابل قبول و همه پسند انجام می‌دهند. همچنین مدیریت نوعی حکومت کردن می‌باشد، اما رهبری نوعی نوآوری و خلاقیت است. ادامه مقاله
پرندگانی مانند سارها در گروه‌های بسیار بزرگ و با سر و صدای بسیار زیاد در تلاش هستند تا غذایی برای خوردن پیدا کنند. ماهی‌ها نیز در چنین گروه‌هایی زندگی می‌کنند. آنچه که در متن این هیاهو وجود ندارد و کمبود آن احساس می‌شود، وجود یک رهبر است. بجای یک رهبر، هر پرنده از یک سری قوانین ساده پیروی می‌کند: به سمت مرکز گروه حرکت کن، پرنده کناری خود را دنبال کن، و با دیگران برخورد نداشته باش. این قوانین به اعضای گروه کمک می‌کنند تا بطور مستقل عمل کنند و در نهایت عملکرد یکپارچه گروه را تضمین می‌کنند. ادامه مقاله
این امر در نگاه اول وحشتناک بنظر می‌رسد. شما با شدت زیادی در حال پیشرفت هستید و سخت‌تر از همیشه کار می‌کنید. اما با گذشت هر روز شما متوجه می‌شوید که توان شما کمتر شده و تحت تاثیر این شدت کار قرار گرفته‌اید. تجارت شما بسیار موفق می‌باشد، اما شما مانند افراد شکست خورده بنظر می‌رسید. شما سابقا عادت داشتید که همه چیز را با یک فایل اکسل دنبال کنید که شخصا توسط مدیر ارشد مالی طراحی شده بود. ادامه مقاله
وقتی شما یک مدیر جدید استخدام می‌کنید، ممکن است مخاطرات زیادی وجود داشته باشد. شما به کسی نیاز دارید که بتواند به طور مؤثری افراد را هدایت کند، بودجه را مدیریت کند، با مدیران رده بالا ارتباط برقرار کند و معمولاً، هر روز این کار را انجام دهد. اما چه می‌شود اگر یک کاندیدای مدیریت تاکنون سابقه‌ای در انجام امور مذکور نداشته باشد؟ آیا شما او را استخدام می‌کنید یا این که تصمیم می‌گیرید یک مدیر با سابقه را برای نقش مدیریت استخدام کنید؟ من، برای کسب دیدگاه راجع به نحوه برخورد با این نوع چالش، و به منظور یافتن مهارت‌ها و شخصیت‌هایی که در جستجوی آن‌ها هستم، از نقطه نظرات برخی کارشناسان مدیریت کمک گرفتم. ادامه مقاله
جک ولچ یک‌بار ادعا کرده بود که رهبران دو ویژگی دارند، اول آن که بی‌رحمند و دوم اینکه خسته‌کننده‌اند. متفکران علم مدیریت اکثراً با این صحبت موافقند که رهبران خوب بر روی تصمیمات خود ثابت‌قدم مانده، بر روی تعهدات خود پافشاری نموده و به سیاست‌‌های خود وفادار باقی می‌مانند؛ اما مشکل اینجاست که هر چه قدر هم که ما برای ثبات رهبران خود ارزش قائل شویم، دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم به این ثبات پاداشی نمی‌دهد؛ حداقل نه در یک بازه زمانی طولانی مدت. ادامه مقاله
هر ساله، دانش‌آموزان دبیرستان و والدینشان، زمان، تلاش، و پول بسیاری را صرف تحقیق دانشگاهی می‌کنند، در مقابل، آن‌ها زمان بسیار کمی را در دانشگاه صرف می‌کنند. در عین حال، برخی تصمیماتی که دانشجویان جدیدالورود در ابتدای ورود به دانشگاه می‌گیرند، نظیر انتخاب رشته و دوره‌های آموزشی برای کارآموزی، نسبت به مکان دانشگاه، نقش خیلی بزرگتری در زندگی بعد از فارغ‌التحصیلی آن‌ها دارد. ادامه مقاله
هنگامی که وارد باشگاه کوچک ورزشی مجموعه محل زندگی‌مان شدم، متوجه شدم فضای آزاد کوچکی که تمرینات ورزشی را در آن قسمت انجام می‌دادم توسط تشک و وسایل مربوط به ورزش یوگا اشغال شده‌اند. مری در حال دویدن بر روی تردمیل بود. ادامه مقاله
تعداد شرکت‌های معمولی با مدیریت رهبران معمولی بسیار زیاد است ولی بین آنها رهبران نایابی مانند الون ماسک که ایده‌های ناب داشته و مردم را به داشتن چشم‌اندازهای بزرگ تشویق می‌کرد هم وجود دارد. جاه‌طلبی فوق العاده ماسک، هدف بزرگ، مخالفت با وضع موجود و تعهد شدیدش به کار بسیار نادر بوده است. ما نبوغ ماسک را نداریم اما او اصول مهمی را سرلوحه کار خود قرار می‌دهد که کارآفرینان می‌توانند از آنها استفاده کنند. پنج صفت رهبری در زیر یک مدیر را مجبور به حرکت رو به جلو کرده و نیروی محرکه بزرگی برای داشتن کسب و کاری قدرتمند است. ادامه مقاله
ربکا اسپنسر از دانشگاه یومس آمهرست، و همکارانش اوما کارمکار از دانشکده کسب و کار هاروارد، و باباشیو از دانشکده کسب و کار استنفورد تحقیقی را انجام داده و طی آن از گروهی از افراد خواستند چند کیف لپ‌تاب را برای خرید احتمالی ارزیابی نمایند. به گروه اول کاتالوگی در مورد مزایا و معایب هر محصول داده شد تا آن را مطالعه کنند. گروه دوم این اطلاعات را در ساعات پایانی روز کمی قبل از این که به خواب بروند، و گروه سوم اطلاعات را فردا صبح و در شروع روز جدید دریافت کردند. دوازده ساعت بعد از افراد خواسته شد تا یکی از کیف‌ها را انتخاب کرده و سؤالاتی را در مورد محصول انتخابی و میزان رضایتشان از انتخاب خود پاسخ دهند. به نظر می‌رسید افرادی که فرصت بیشتری برای فکر کردن داشته‌ بودند از شنیدن این موضوع کمی نگران شدند. ادامه مقاله
فردی را که معاون ارشد مدیرعامل یک شرکت بود می‌شناختم و می‌دانستم در حال کار بر روی یک طرح ادغام و رفع موانع مربوط به آن است. او تیم پیاده‌سازی این طرح را در اتاقی جمع کرد و گفت : "این طرح‌ را بارها بررسی کرده‌ایم اما نمی‌توان آن را در چارچوب زمانی مورد نظر والتر به پایان رساند. حالا چه کار کنیم؟" ادامه مقاله