مقالات

دسته بندی مقالات / منابع انسانی

ما دوست داریم کارآفرینان را بصورت رهبران رویایی ببینیم. آنها ایده می‌آورند، تیم را رهبری می‌کنند و در نهایت هم مسئولیت موفقیت یا شکست کمپانی بر عهده آنهاست. اما همیشه شرکت‌های خیلی خوبی هم وجود دارند که به دلیل رهبری نامناسب‌شان با شکست مواجه شده‌‌اند. ادامه مقاله
در اوایل سال ۲۰۱۶ شرکت گوگل اعلام کرد که به عوامل لازم برای دستیابی به یک گروه موفق دسترسی پیدا کرده‌ است. بعد از سال‌ها بررسی و تحقیق در مورد داده‌های مربوط به بیش از صد تیم و بررسی مصاحبه‌های مختلف، متوجه شدند که عوامل تاثیر گذار و حیاتی در عملکرد تیم‌های موفق، میزان متوسط هوش هیجانی و میزان برقراری ارتباط مابین اعضای آن تیم‌ها است. این اظهارات، دستوالعمل شرکت گوگل برای داشتن تیم‌های موفق و کارآمد بود. (نظریاتی که معمولا درست و جامع هستند). ادامه مقاله
چندین سال پیش، زمانیکه در سنین نوجوانی بسر ‌می‌بردم، یکی از برنامه‌های مورد علاقه من "روزهای خوش" بود. شخصیت مورد علاقه من در آن برنامه "آرتور هربرت" نام داشت. او کارهای شگفت‌انگیزی را با ضربه زدن بر روی اجسام و تبدیل آن‌ها به اشیاء دیگر انجام می‌داد. ادامه مقاله
همکاری، به دوش کشیدن سنگینی و فشار انتظارات خودمان است. آنچه که باید به صورت یک فرایند رفت و برگشتی عمل کند، در اغلب موارد باعث عدم رسیدن ما به خواسته‌هایمان در ایجاد هماهنگی و بهره‌وری بالا در شرکت می‌گردد. نوید فعالیت‌های مشترک با همکاری میان کارمندان، نوآوری و خلاقیت بیشتر و کاهش ریسک و خطر با وجود هنجارهای فرهنگی موجود در جامعه هرگز برآورد نخواهد شد. هنجارهای فرهنگی که فرد را مجبور می‌کند تا همواره موافق، حمایت‌کننده بوده و لبخند به لب باشد. در نسخه اصلی همکاری، به شدت نیاز به کمی تضاد و مخالفت وجود دارد و این امر لازمه داشتن همکاری مداوم و کارآمد است. ادامه مقاله
اختلافات مابین اعضای یک تیم هم می‌تواند مفید و هم می‌تواند مخرب باشد. تضاد مفید می‌تواند پیش‌زمینه گفتگو و بحث سازنده، با حفظ احترام طرفین گردد و در نهایت منجر به یک توافق دوطرفه مابین اعضای تیم برای حل مشکلات شود. حتی گاهی موضوع نتایج بدست آمده از این نوع گفتگوها با موضوع اولیه اختلاف بوجود آمده بسیار متفاوت است. زمانیکه که اعضای تیم نتوانند از تفاوت‌های یکدیگر چشم‌پوشی کنند، اختلافات تاثیر مخربی بر عملکرد کارکنان می‌گذارند. ادامه مقاله